السيد الخميني

58

حاشيه بر رسالهء ارث ملا هاشم خراسانى

وطى ايشان از روى نكاح فاسدشان نسبى حاصل شود پس به آن نسب فاسد توارث خواهد بود چنانچه به نسب صحيح توارث مىباشد لكن به شرط آن كه به طريقه و شريعت خود حلال نموده باشند مقاربت را نه آن كه به مذهب خود زنا كرده باشند . ششم از موانع لعان است كه بين فرزندى كه به سبب انكار او لعان واقع شده و بين پدر و اقارب پدر توارثى نخواهد بود و اما بين آن فرزند و بين مادر و اقارب مادر ، توارث ثابت است و اگر بعضى از اقارب ابوينى باشند و بعضى امى تنها هم بالسويه ارث مىبرند ذكوراً و إناثاً چون انتساب ابى بلعان باطل شد و همه به انتساب امى ارث مىبرند . مسأله - اگر پدر بعد از لعان اعتراف نمايد به فرزندى آن طفل پس آن طفل ارث مىبرد از آن پدر نه از اقارب پدر و نه آن پدر و اقاربش از آن ولد چنانچه در جميع موارد ثبوت نسبت به اقرار ، ثبوت در حق مقر است نه در حق مقر له و نه در حق اقارب و انساب اين دو ، مگر [ 1 ] آن كه آن مقر له و آن انساب هم تصديق بنمايند پدر را . مسأله - چنانچه نسب به اقرار [ 2 ] ثابت مىشود همچنين به استفاضه و به فراش هم ثابت مىشود آن وقت بين آن ولد و بين والد و والده و انسابشان توارث خواهد بود . هفتم از موانع هر گاه زوج در حال مرض عقد نمايد زنى را و قبل از دخول ، زوج به همان مرض از دنيا برود آن وقت آن زوجه از زوج خود ارث نمىبرد و استحقاق مهريه هم اصلا ندارد و هر گاه زوج از آن مرض

--> [ 1 ] با اقرار ولد و اقارب نيز هيچ يك ارث نمىبرند بلكه ارث بردن منحصر است به فرزند از پدر و اقرار ديگران را در اين باب اثرى نيست . [ 2 ] فى الجمله .